الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

113

الغدير ( فارسى )

- و اين دو سبط رسولند كه جدشان چهرهء هدايت بود و اين دو ، نور چشمش . - وه ! چه شرمسارى از روى پدرشان كه به روز رستاخيز ، غرق خونشان بيند . - گويد : اى امتى كه به ضلالت و گمراهى اندر شديد و با كوردلى ، كفر از ايمان بازنشناختيد . - چه جنايتى مرتكب شده بودم ؟ جز اين بود كه بهترين دستاويز هدايت را كه قرآن و فرقان است ، به شما هديه كردم ؟ - آيا از آتش سوزان كه بر لب پرتگاه آن بوديد ، شما را نجات نبخشيدم ؟ - و دلهاى شما را كه پر از كينه و دشمنيهاى ديرينه بود ، به هم مهربان نساختم ؟ - و كتاب خدا را در ميانتان به ميراث ننهادم و آيات تابناكش را فراهم نياوردم كه در ميان جمع تلاوت شود ؟ - آيا پناه دردمندانتان نبودم و آب گواراى تشنه‌كامان ؟ - پسرم را با لب تشنه ، بىدفاع شهيد كرديد ، با اينهمه بر لب آب كوثر چشم اميد به من داريد ؟ - مادرتان به عزا نشيند ، دختران زهراى بتول را اسير كرديد با آنكه پارهء تنم بودند . - عهد و پيمان پدرشان على را در هم شكستيد ، با اين پيمان‌شكنى رشتهء مرا قطع كرديد . - بار خدايا ، تو خود انتقام مرا بازستان كه خاندان گرامىام را به روز سياه نشانده ، مىخواستند بنياد مرا بر باد دهند . - موقعى كه زهرا به محاكمه برخيزد و داور ميان ستمكشان و ستمگران خدا باشد ، چه پاسخى توانيد داد ؟ - اى اهل كساء ! درود و رحمت خدا بر شما باد تا روزگار باقى است . - شما ستارگان نسل آدم و حواييد ، تا خورشيد تابناك مىدرخشد و دو اختر سماك نور مىپاشد . - پيوسته دل در آرزوى شما مىتپد و روزگارم به اين عشق و شيفتگى فرمان مىدهد و منع مىكند . - اينك با سرآمدم ، در حالى كه مركب توحيد را زين بسته ، و از عدل الهى توشه ساخته و